<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://ketabenor.loxblog.com</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com</link>
<description>  «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>راز جاودانگی قرآن</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/راز-جاودانگی-قرآن</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/راز-جاودانگی-قرآن</guid>

<description><![CDATA[
در جست وجوی راز جاودانگی قرآن در مسیر تاریخ، سخن نهایی همه پویندگان عرصه وحی و مفسران حقیقی قرآن آن است که خصوصیات خود این کتاب آسمانی به آن ضمانت بقا بخشیده و در فراز و فرودهای فرسایشی زمان، آن را از کهنگی نجات داده&nbsp; ; گرچه عوامل دیگری مانند اهتمام مسلمانان به حفظ قرآن نیز در این امر بی اثر نبوده است.
نخستین و مهم ترین نکته در بیان راز جاودانگی قرآن آن است که این متن از خدا است نه ساخته و پرداخته عقل بشر. این کتاب از سوی کسی است که به تمام زمان ها، مکان ها، پرسش ها و نیازهای انسان و مخلوقات احاطه دارد و می تواند تا قیام قیامت پاسخگوی تمام احتیاجات و سؤالات بشر باشد. بهترین دلیل درستی این سخن، وجود آیات تحدی در قرآن و ناتوانی بشر در آوردن مثل آن است. در واقع این اعجاز، از سوی خدا بودن قرآن را اثبات می کند.
در تبیین راز جاودانگی قرآن، خصوصیات و صفات این کتاب آسمانی از دو منظر درونی و بیرونی قابل بررسی می نماید.
صفات درونی قرآن:
از آن جا که استخراج و بررسی تمام صفات درونی قرآن، مقوله ای مفصل است و تحقیقی ویژه می طلبد، به ذکر چند مورد بسنده می شود:
1. اعجاز در بعد لفظ قرآن
بخشی از جاودانگی قرآن مرهون زیبایی و رسایی وصف ناپذیر کلماتی است که ساختمان بدیع و بی سابقه این کتاب آسمانی را به وجود آورده و تمام ادیبان و سخن سرایان زبردست تاریخ را به ستایش و شگفتی واداشته است. در این گستره می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) ژرفایی و حکمت آموزی واژگان:
گزینش و چینش واژه ها در قرآن کریم در پرتو حکمت و دقت صورت پذیرفته است; مانند کلمه های صراط و سبل. قرآن کریم وقتی در مقام بیان تنها راه مستقیم هدایت است، کلمه صراط را به کار می برد و هر جا سخن از راه های انحرافی است، از کلمه سبل استفاده می کند; چرا که راه هدایت یکی است و جمع بسته نمی شود; در حالی که راه های ضلالت و گمراهی متعدد است و به صورت جمع می آید.
ب) نوگرایی سبک، خوش آوایی ترکیب:
سبک قرآن نثر متعارف و نیز نظم و شعر نیست; ولی ویژگی های مثبت هر دو را دارد و هر آیه ای از موضوعات مختلف سخن می گوید. این سبک تازگی و طراوتی ویژه و انحصاری پدید می آورد; همانند &laquo;و الطور &times; و کتاب مسطور &times; فی رق منشور &times; و البیت المعمور &times; و السقف المرفوع &times; و البحر المسجور&raquo; . 
ج) لطافت گرایی خردمندانه و اخلاقی در بیان واقعیت ها:
این نص گرانسنگ در شرح و تبیین حقیقت از بالاترین قواعد زیباسازی کلام و مفاهمه بهره می برد. قرآن کریم از زیباترین و گیراترین تشبیهات، کنایات، استعارات و تمثیل ها آکنده است; اما در عین حال همواره معیارهای اساسی حقیقت گویی، خردمحوری، ارزش های انسانی و اخلاقی را نیز رعایت می کند; مانند آیه &laquo;هن لباس لکم و انتم لباس لهن &raquo; که در آن هر یک از زوجین به لباس تشبیه شده اند. لباس باعث زینب و زیبایی، حیا و عفت، صیانت از تعرض و دستبرد بیگانگان است.&nbsp; 
د) بیان مطالب و مسائل مختلف در قالب الفاظ کوتاه و موجز:
نظیر بیان هدایت تکوینی به سوی خوبی ها و مساله حب و بغض در راه خدا که اساس ایمان است، در کوتاه ترین عبارت: &laquo;و لکن الله حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان &raquo;&nbsp;
2. اعجاز در بعد محتوایی قرآن
بی شک آنچه در کنار اعجاز لفظی قرآن، در جاودانگی قرآن نقش مهم تر دارد، اعجاز در قلمرو محتوا است که شناخت آن به تفکر و تامل بیش تر نیازمند است. در این گستره، می توان به موارد مهم زیر اشاره کرد.
الف) هماهنگی با فطرت و سرشت مشترک انسان ها
برخورداری انسان ها از سرشت طبیعی غرایز همگون آنها را در انگیزه حرکات و تحرکات و نیازمندی های مختلف روانی و جسمانی متحد ساخته است. قرآن کریم در این باره می فرماید: &laquo;فطرت الله التی فطر الناس علیها; سرشت خداوندی که مردم را بر آن سرشت خلق کرد&raquo; ، و &laquo;خلقکم من نفس واحدة; خداوند شما را از نفس واحد آفرید&raquo; .
از ویژگی های اساسی قرآن که آن را از تمام نوشته های دیگر ممتاز ساخته، هماهنگی آن با سرشت الاهی انسان و پاسخگویی به احتیاجات و سؤالات او در تمام اعصار و مکان ها است.
ب) واقع گرایی و اعتدال
هنر قرآن در این است که با نگرش واقع بینانه به حقیقت وجود انسان و سرنوشت وی، اهداف زندگی او را در یک طبقه بندی منظم مقدماتی، متوسط، عالی و نهایی سامان و انتظام می بخشد تا تمام استعدادهای ذاتی اش پرورش یابد و خاستگاه های وجودی اش به شیوه ای معتدل و هماهنگ ارضا گردد. 
ج) پیراستگی از اختلاف و تناقض
از ضرورت های عالم ماده و طبیعت، تحول و تکامل است. همه موجودات این عالم وجود تدریجی دارند و در ذات خویش همواره از ضعف به قوت و از نقص به کمال می گرایند. انسان نیز در افکار و آثار خویش پیوسته در حال تحول و تکامل است. کتاب آسمانی قرآن با آن که در طول 23 سال، در احوالات و شرایط مختلف (سفر و حضر، مکه و مدینه، جنگ و صلح و سختی و آسانی) برای بیان معارف الاهی و تعلیم اخلاق پسندیده و بیان قوانین دینی نازل شده، در اجزا و آیات آن کم ترین اختلاف و تناقضی مشاهده نمی شود.و این ویژگی منحصر به فرد، به قرآن جاودانگی بخشیده و در بقای ابدی آن نقشی مهم ایفا می کند.
د) بیان مستحکم ترین راه هدایت
ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم;به درستی که این قرآن به محکم ترین و صحیح ترین راه هدایت می کند.&raquo;
قرآن و دین اسلام انسان را به راه خیر و سعادت دنیا و آخرتش را تامین کند; فرا می خواند.&nbsp;  ارائه مستحکم ترین و صحیح ترین راه هدایت و سعادت موجب جاودانگی قرآن گشته است.
ه) معیار تشخیص حق و باطل بودن
&laquo;تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا; پر برکت است خداوندیکه فرقان [جدا سازنده حق از باطل] را بر بنده خود نازل کرد تا بیم دهنده ای برای جهانیان باشد&raquo; .
&laquo;مبین و فرقان &raquo; دو وصفی است که اوج عظمت قرآن را تا ابد برای عالمیان بیان می کند و به عنوان بارقه ای از رحمت و برکت الاهی در قرآن عظیم تجلی کرده است. و از فیض وجود این کتاب حقیقت و واقعیت چهره دروغین و حق نمای باطل در هر زمانی، به ویژه دوران پیچیده معاصر، آشکار می گردد. 
صفات بیرونی قرآن
آنچه در کشف راز جاودانگی قرآن قابل تامل است وجود صفات و ویژگی هایی است که با مطالعه و نگاهی از بیرون به قرآن آشکار می گردد. در میان این صفات دو وصف، قابل عنایت است.
1. معجزه فکری
بر خلاف سایر معجزات انبیا که از سنخ معجزات محسوس و ملموس بوده، در روزگار حضور خود آن پیامبران رخ داده و اینک اثری از آن ها باقی نمانده است، قرآن (معجزه اصلی پیامبر) معجزه ای عقلی - فرهنگی است که بر حضور پیامبر مشروط نیست و در همیشه تاریخ جاودان و معرف خویش است.&nbsp; چون قرآن معجزه ای اندیشه ای و عقلانی است، برای ابد - تا زمانی که فکر باقی است - جاودانه می ماند.
2. خاتمیت قرآن
&laquo;ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین; حضرت محمد (ص) پدر هیچ یک از شما نیست و لکن رسول خداوند و خاتم پیغمبران است &raquo; .
پیامبر اکرم (ص) واپسین پیامبر و رسول الاهی در زمین است و شریعت وی کامل ترین دین آسمانی شمرده می شود. از این رو، باید معجزه ای ارائه دهد که تا ابد حقانیت رسالت و کمال دینش را اثبات کند و با بیان قوانین و احکام جاودانه، انسان ها را به سعادت فردی و اجتماعی رهنمون گردد. امام صادق (ع)، در پاسخ کسی که از سبب تازگی قرآن در هر تلاوت پرسیده بود، فرمود: &laquo;لان الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض الی یوم القیامة ; زیرا خداوند تبارک و تعالی قرآن را برای زمان خاص و مردم خاصی قرار نداده است. از این رو، در هر زمانی جدید و برای هر قومی تازه و دلپذیر است تا روز قیامت.&raquo;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ارتباط و انس با قرآن</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/ارتباط-و-انس-با-قرآن</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/ارتباط-و-انس-با-قرآن</guid>

<description><![CDATA[
نقش و اهمیّت قرآن كریم در زندگی بشر 
قرآن كریم در برگیرندة هدایت و سعادت انساندر دنیا و آخرت می&lrm;باشد و در تمام مراحل زندگی رهبر و راهنمای انسان به سوی كمال است. &laquo;این قرآن به راهی هدایت می&lrm;كند كه مستقیم&lrm;ترین راههاست...&raquo; كسانی كه با قرآن مأنوسند به كمك قران حق را از باطل تشخیص می&lrm;دهند.قرآن كریم، انسان را به زندگی كردن با معیارها و ارزش&lrm;های انسانی و اسلام دعوت می&lrm;كند، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می&lrm;فرماید: &laquo;هر كس قرآن را پیش روی خود قرار داد، رهبر و پیشوای او به بهشت خواهد بود وهر كس آن را به پشت سر افكند طرد كننده و سوق دهنده او به سوی جهنم خواهد بود&raquo;.قرآن مجید عامل صعود به سوی بهشت،مایه خرمی دلها،دریای بی&lrm;كران معرفت و یگانه عامل توانگری است.كه عامل اصلی هدایت&lrm;گر و تربیت كننده افراد و جوامع بشری به سوی كمال و نیل به ارزشهای اخلاقی و انسانی است. درباره ارتباط وانس با قرآن كریم، لازم است چند نكته مورد توجه قرار گیرد: 
الف. چگونه می&lrm;توان با قرآن مجید انس پیدا كرد؟ 
برای بهره&lrm;مندی و اُنس با قرآن باید مراحلی را طی كرد از جمله: 1. یادگیری قرآن؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می&lrm;فرماید: &laquo;خیاركم من تعلم القرآن وعلّمه؛ بهترین شما كسی است كه قرآن را بیاموزد و آن را به دیگران نیز یاد دهد&raquo;. 2. قرائت قرآن؛ حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ می&lrm;فرماید: &laquo;من قرأ القرآن و هو شاب مؤمن اختلط القرآن بلحمه ودمه و جعله الله مع السفرة الكرام البررة...؛ كسی كه قرآن بخواند، درحالی كه جوان مؤمن است، قرآن با گوشت و خون او مخلوط شده و با فرشتگان بزرگوار و نیكو صفت همنشین می&lrm;شود&raquo;. پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می&lrm;فرماید: &laquo;نوروا بیوتكم بتلاوة القرآن...&raquo;؛خانه&lrm;های خود را با تلاوت قرآن نورانی كنید&raquo;. تلاوت قرآن نیز خود دارای آدابی است از جمله: الف. مسواك زدن، پیامبر گرامی می&lrm;فرماید: &laquo;نظفوا طریق القرآن قیل یا رسول الله و ما طریق القرآن قال افواهكم قیل بماذا قال بالسواك؛راه قرآن را پاكیزه نگه دارید. عرض شد یا رسول الله! راه قرآن چیست؟ فرمود: دهانهایتان. عرض شد: چگونه؟! فرمود: بوسیله مسواك كردن&raquo;. ب. وضو و طهارت داشتن هنگام تلاوت قرآن؛ &laquo;لا یسمه الا المطهرون؛جز پاكان بر آن دست نزنند&raquo;. ج. پناه بردن به خداوند متعال پیش از قرائت قرآن؛ &laquo;فاذا قرأت القرآن فاستغذ بالله من الشیطان الرجیم؛ وقتی كه قرآن می&lrm;خوانی از (شرّ) شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر&raquo;. د. قرائت قرآن با صدای خوش و دلنشین؛ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ می&lrm;فرماید: &laquo;لكل شیء حلیة و حلیة القرآن الصوت الحسن؛ برای چیزی زیبایی و زینتی است و زینت قرآن صوت نیكو می&lrm;باشد&raquo;. ه. قرائت قرآن همراه با خشوع؛ &laquo;الم یأن للذین ءامنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق...؛ آیا وقت آن نرسیده است كه دل&lrm;های مؤمنان در برابر ذكر خدا و آن چه از حق نازل شده خاشع گردد...&raquo; و. قرائت همراه با حزن و اندوه؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می&lrm;فرماید: &laquo;ان القرآن نزل بالحزن فاذا قرأ نموه فابكوا فان لم تبكوا فتباكوا&raquo;براستی قرآن همراه با حزن نازل شده است، بنابراین، هنگامی كه قرآن می&lrm;خوانید گریه كنید و اگر گریه نكردید حالت گریه را به خود بگیرید&raquo;. ز. تلاوت قرآن با ترتیل و شمرده؛ &laquo;ورتل القرآن ترتیلا؛قرآن را با دقت و تأنی بخوان&raquo;. 3. تدبر در قرآن؛ قاری قرآن باید با توجه به معانی قرآن، آن راتلاوت كند و در آیات تفكر و اندیشه نماید و از آن&lrm;ها پند گیرد، چنان كه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می&lrm;فرماید: &laquo;(پرهیزكاران) در شب به پا خواسته و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت می&lrm;كنند، جان خویش را با آن محزون می&lrm;سازند و دوای درد خود را از آن می&lrm;گیرند هرگاه به آیه&lrm;ای برسند كه در آن تشویق باشد، با علاقه و امید به آن روی می&lrm;آورند و روح و جانشان با شوق بسیار در آن ذخیره می&lrm;شود و آن را همواره الگوی خود می&lrm;سازند و هرگاه به آیه&lrm;ای برسند كه در آن بیم باشد، گوش&lrm;های دل خود را برای شنیدن آن باز می&lrm;كنند و صداهای ناله و برخورد زبانه&lrm;های آتش در گوش&lrm;شان طنین انداز است&raquo;. 4. عمل به قرآن؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می&lrm;فرماید: &laquo;ربّ تال للقرآن و القرآن یلعنه؛چه بسیار كسانی كه قرآن را تلاوت می&lrm;كنند، در حالی كه قرآن بر آن&lrm;ها لعن و نفرین می&lrm;فرستد&raquo;. 5. حفظ قرآن؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می&lrm;فرماید: &laquo;لا یعذب الله قلبا وعی القرآن؛خداوند قلبی را كه ظرف قرآن باشد، عذاب نمی&lrm;كند&raquo;. بنابراین، برای مأنوس شدن با قرآن، داشتن برنامه&lrm;ای منظم و روزانه برای قرائت و عمل به موارد و عوامل مذكور لازم است. 
ب. چرا قرآن كریم در بین ما مهجور است؟ 
مهجوریت قرآن و فاصله گرفتن مردم به خصوص مسلمانان از مفاهیم و معارف قرآن علت&lrm;های متعددی دارد از جمله: 1. تلاش و توطئه شیاطین جنی و انسی باعث شده كه مردم از مفاهیم و معارف بلند قرآن مجید فاصله گرفته و در دام شیطان&lrm;های وسوسه&lrm;گر گرفتار آیند و با آموزه&lrm;های قرآن كریم بیگانه شوند و قرآن در میان آن&lrm;ها به خصوص مسلمانان مهجور بماند، قرآن كریم می&lrm;فرماید: &laquo;و قال الرسول! یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا؛و پیامبر (خدا) گفت: &laquo;پروردگارا! قوم من این قرآن را رها كردند (و از آن دوری جستند)&raquo;. 2. فراموش كردن مفاهیم و معارف قرآن كریم وغفلت از آنها، باعث شده كه مردم به دستورها و پیام&lrm;های راه&lrm;گشا و هدایت&lrm;گر این كتاب مقدس توجه نكنند و فرهنگ قرآن در میان مردم به دست فراموشی سپرده شود بسیاری از مردم به جای عمل به قرآن، تنها آن را به عنوان یك كتاب مقدس یا به قصد ثواب آن را تلاوت می&lrm;كنند و یا در مراسم ختم مرده&lrm;گان آن را قرائت نموده و یا در كنار سفره عقد و یا دریاچه&lrm;ای سبز بر روی طاقچه از آن نگهداری می&lrm;كنند!! در حالی كه قرآن كریم برای هدایت و تربیت انسان&lrm;ها نازل شده و مردم باید با عمل به دستورها و فرمان&lrm;های آن، برای رسیدن به كمال و نزدیك شدن به خداوند را بپیمایند و در آیات آن تدبر و تفكر كنند ودر زندگی آن&lrm;ها را بكار گیرند و پیاده كنند؛ &laquo;... و انزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفكرون؛... و ما این ذكر (قرآن) را بر تو نازل كردیم تا آن چه به سوی مردم نازل شده است برای آن&lrm;ها تبیین كنی، شاید اندیشه كنند&raquo;. 3. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ درباره مهجوریت قرآن كریم می&lrm;فرماید: &laquo;... حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش می&lrm;كنند، پس در آن روزقرآن و پیروانش از میان مردم رانده و مهجور می&lrm;گردند و هر دو غریبانه در یك راه ناشناخته سرگردانند و پناه&lrm;گاهی میان مردم ندارند، پس قرآن و پیروانش در میان مردمند، ولی گویا حضور ندارند، با مردمند ولی از آن&lrm;ها بریده&lrm;اند؛ زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند، گر چه كنار یكدیگر قرار گیرند، مردم در آن روز، درجدایی و تفرقه هم داستان، و در اتحاد و یگانگی پراكنده&lrm;اند، گویی آنان پیشوای قرآن بوده و قرآن پیشوای آنان نیست، پس از قرآن جز نامی نزدشان باقی نماند و آنان جز خطی را از قرآن نشناسند...&raquo;.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>معنى الروح فی القرآن</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/معنى-الروح-فی-القرآن</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/معنى-الروح-فی-القرآن</guid>

<description><![CDATA[

أنّ القرآن الكریم یتحدّث عن لیلة القدر وعن هبوط الملائكة والروح فیها، وقد جاء ذكر (الروح) فی القرآن فی عدّة مناسبات مثل مناسبة (لیلة القدر)، وسۆال الیهود ومشركی مكّة، وعند الحدیث عن ا لنبی آدم والنبی عیسى بن مریم علیهم السلام، ویوم القیامة. 
وفی أحد هذه المواضع یقول القرآن الكریم عن (الروح):&laquo;وَیَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَآ اُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً&raquo; (الاسراء/85). 
وهنا أودّ التذكیر بأنه لیس من الصحیح مطلقاً تفسیر (الروح) بما هو شائع عندنا من أنّها تعنی النفس؛ أی ذلك الكائن اللطیف الموجود فی أجسامنا. فالروح فی هذه الآیة وغیرها من الآیات تعنی "روح القدس" التی كانت تنـزل على الأنبیاء علیهم السلام. وبغض النظر عن البحوث الفلسفیّة الطویلة التی وردت بشأن تفسیر هذه الكلمة، نقول إنّ (روح القدس) هی التی كان من المقرّر أن یسأل عنها الیهود لیعرفوا هل أنّ نبوّة الرسول حقّة أم لا؟ 
والآیة الأخرى التی ذكرت فیها كلمة (الروح) تلك التی نزلت فی خلق آدم علیه السلام والتی یقول فیها تعالى: &laquo;فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ&raquo; (الحجر/29). 
فهذه الآیة تدلّ على أنّ الروح التی نفخت فی آدم لم تكن تلك الروح التی نرید منها النفس، وإنّما هی نوع من النبوّة التی جعلت الملائكة یسجدون لآدم. وإلاّ فإنّ الإنسان لیس بأفضل من الملائكة إلاّ بالإیمان؛ والإیمان لا یتأتى إلاّ بالنبوّة. ولذلك فإنّ الروح التی هبطت على آدم وربط الله سبحانه وتعالى بینها وبین سجود الملائكة لم تكن إلاّ روح القدس التی هی النبوّة. 
وهكذا عندما یتحدّث القرآن الكریم عن النبی عیسى قائلاً: &laquo;فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُوحِنَا&raquo; (التحریم/12) إذ المعلوم أنّ عیسى لم یكن یمتلك الروح الموجودة فی جسده، كما أنّ هذه الروح لم تكن روح الله تبارك وتعالى. وإذا كان الأمر كذلك، فإنّ جمیع أرواحنا لابدّ ان تتشابه مع تلك الروح. 
وفی آیة أخرى یقول القـرآن الكریـم: &laquo;وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ&raquo; (البقرة/253) فمن الملاحظ أن الله عز وجل یقـول فی الآیة السابقـة &laquo;رُوحنَا&raquo;، وفی هذه الآیة یقول: &laquo;رُوح القُدس&raquo; ومن هنا نستنتج انّ المراد من كلمة &laquo;رُوحنَا&raquo; هو &laquo;رُوح القُدُس&raquo; أیضاً. وهذه الآیات كلّها تدلّ على أنّ معنى الروح هو (روح القدس) التی هی الواسطة بین الإنسان وبین الله سبحانه وتعالى؛ بین النبیّ وبین الخالق، والمتمثّلة فی جبرائیل علیه السلام. 
والمهمّ فی سورة القدر المباركة أنّ الله عز وجل یشیر فیها إلى الملائكة التی هی كما جاء فی بعض الروایات مخلوقات مرتبطة بالإشراف على الظواهر الطبیعیة كالمطر والریاح والسحاب... ونحن نعلم أن (روح القدس) كان یهبط على الأنبیاء علیهم السلام لغرض النبوّة كما یقول تعالى:&laquo;وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ&raquo; (البقرة/253) و &laquo;فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (الحجر/29).]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حفظ قرآن، یکی از راه های ورود به تدبّر است!</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/حفظ-قرآن-یکی-از-راه-های-ورود-به-تدبّر-است</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/حفظ-قرآن-یکی-از-راه-های-ورود-به-تدبّر-است</guid>

<description><![CDATA[
قرآن کریم، ریسمان استوار و دستاویز محکمی است که خداوند به بندگانش هدیه داده است و بنابر سفارش رسول مکرمش، در کنار عترت، می بایست به آن تمسک ورزید. (سیوطی،1414 هـ.ق، ج2، ص60؛ کلینی، 1389 هـ.ق، ج2، ص415) قرآن، تنها کتاب آسمانی است که از تحریف مصون مانده و یگانه کلامی است که بر بلندای قله&nbsp;فصاحت، هدایت و رستگاری را نوید داده (اسراء، 2) و رمز و راز مکتوم عالم را باز می گوید. (نحل، 89) در مکتب اسلام، قرآن به عنوان بهترین و مطمئن ترین راه انس با حضرت حق تعریف شده است. گرچه انس با قرآن کریم مراحل مختلفی دارد از جمله: نگاه، شنیدن، روخوانی، قرائت، ترتیل، تلاوت، درس (مراجعه مکرر)، حفظ، تدبر، تفکر، تمسک، فهم و عمل؛ اما مرحله نهایی و اصلی انس، عمل کردن به دستورات آن امانت مقدس الهی و پیاده نمودن در جامعه می باشد.متأسفانه، امروزه در بسیاری از جوامع، انس با امور دنیوی بر انس با قرآن مقدم شده است.
و این در حالی است که قرآن كتاب حكمت است، كتاب علم است، كتاب حیات است. حیات امت ها و ملت ها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى این معارف و عمل به احكام قرآنى است.
انسان ها اگر طالب عدالتند و از ظلم بیزارند، راه مبارزه&zwnj;ى با ظلم را باید از قرآن فرا بگیرند. 
انسان ها اگر طالب علمند و به وسیله&zwnj;ى معرفت و آگاهى و علم می خواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمین كنند، راهش به وسیله&zwnj;ى قرآن نشان داده می شود. انسان ها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است.
ضعف ما امت مسلمان، عقب&zwnj; ماندگى ما، كج&zwnj; رفتارى &zwnj;هاى ما، كج&zwnj; تابى &zwnj;هاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همه&zwnj;ى اینها ناشى از دورى از قرآن است.
ملت هاى مسلمان بر اثر حاكمیت طغیان گران و طاغوت ها - كه قرآن مخاطبان خود را این همه از طاغوت ها بر حذر داشته است - خونشان مكیده شد؛ نه فقط خون اقتصادیشان، نه فقط منابع حیاتى و معادن زیر زمینى و نفت و امثال این ها، بلكه روحیه&zwnj;ى ایستادگیشان، مقاومتشان، طلب علوّ و عزت در دنیا هم از ملت هاى مسلمان گرفته شد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>علت اختلافات در دین از نظر قرآن</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/علت-اختلافات-در-دین-از-نظر-قرآن</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/علت-اختلافات-در-دین-از-نظر-قرآن</guid>

<description><![CDATA[
اصل وجود اختلاف در میان جوامع بشری امری طبیعی بوده و حتی گاه وجود عقل و طبیعت بشری نیز چنین امری را اقتضا می&zwnj;کند. اما گاه اختلاف تنها اثر تخریبی در پی داشته و مورد مذمّت عقل و شرع واقع می&zwnj;شود. از جمله این نوع اختلاف، جدایی از حق و حقیقت، به جهت منافع شخصی و امیال نفسانی است.


وجود بسیاری از اختلافات دینی نیز در زمره همین نوع از اختلاف قرار می&zwnj;گیرد؛ لذا از اختلاف به معنای منفی -که جدایی از حق به جهت نفس و شخص باشد- باید پرهیز کرد و این عمل در عقل و شرع مورد نکوهش واقع شده است.
قرآن کریم در آیه&zwnj;ای علت شیوع اختلاف و افتراق در میان پیروان ادیان آسمانی که منشأ واحدی دارند و همه به دین واحدی ختم می&zwnj;شوند، را این&zwnj;گونه بیان می&zwnj;دارد: &laquo;وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِی شَكٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ&raquo;؛[1]
برای مشاهده به ادامه مطلب برید
و (صاحبان هر یك از شرایع، به مسلك&rlm;هاى مختلف) پراكنده نشدند مگر پس از آنكه آگاهى كامل (به حقّیّت شریعت و حقیقت مسلك&rlm;ها) به آنها رسید، (و این تفرقه) به خاطر ظلم و حسد و برترى&rlm;جویى در میان خودشان (بود)، و اگر نبود كلمه&rlm;اى كه از پروردگارت گذشته (از علم ازلى او در لوح محفوظ مندرج شده كه هر فرد و قومى را) تا مدت معینى (مهلت است)، حتما میان آنها (به هلاكت اهل باطل) داورى قطعى مى&rlm;شد، و البته (اغلب) كسانى كه پس از آنها كتاب (آسمانى) را به ارث دریافتند در شكّى تردیدزا و ابهام&rlm;آورند.
این آیه در واقع جواب از سۆال مقدّری است که از آیه قبل به وجود می&zwnj;آید.[2] خداوند در آیه قبل به انبیای الهی دستور داده دین را بر پا دارند و دچار تفرقه نشوند.[3]
حال این سۆال پیش می&zwnj;آید که با این توضیح چرا در میان ایمان&zwnj;&zwnj;آورندگان به ادیان الهی تفرقه و جدایی به وجود آمده است؟
خداوند در جواب، آیه مورد بحث را بیان می&zwnj;فرماید. همچنین آیه شریفه، این تفکر که دین موجب اختلاف در میان ابناء بشر شده است را نفی کرده و بیان می&zwnj;کند که دنیا&zwnj;دوستی و حسادت و ظلم ، مسبب ایجاد اختلاف در دین الهی و پیروان آن بوده است.[4]
توضیح این&zwnj;که؛ با وجود این&zwnj;که خداوند با فرستادن پیامبران و دین و قانون شریعت، اراده کرده بود تا همه در یک مسیر که همان صراط مستقیم بود، قرار گرفته و راه تعالی را طی کنند، اما برخی از مردم به خاطر هوای نفس و حسادت و حُب دنیا و وجود دشمنی در بینشان، از پذیرش قوانین الهی و طیّ کردن راه کمال سر باز زدند و مسیر خود را از مۆمنان جدا کرده و باعث تفرقه در جامعه شدند.

خداوند یکی از علل اصلی افتراق از حق را حسادت و ظلم برخی بر برخی دیگر دانسته است که البته سرچشمه آن&zwnj;، امیال نفسانی و وسوسه&zwnj;های شیطانی دانست

&nbsp;
اما این گمراهی و مخالفت با حق، از روی جهل و نشناختن راه صحیح نبود، بلکه آنها حق را به خوبی می&zwnj;شناختند و به صورت آگاهانه و به خاطر پیروی از خواسته&zwnj;های نفس، بنده شیطان و هوای نفس خود شدند.[5]
در این بین برخی از عالمان ادیان مختلف نیز جزو جدا شوندگان از مسیر حق بوده&zwnj;&zwnj;اند.
این افراد به دلیل خُبث باطن،[6] آموزه&zwnj;&zwnj;های دینی را تحریف کردند؛ مانند برخی از مسیحیان که حضرت عیسی(علیه السلام) را به عنوان خدا معرّفی کرده و یا مانند یهودیان که به او تهمت دروغ&zwnj;گو بودن زدند.[7]
هر قسمت آیه نقشی در تفسیر معنای کلی آیه دارند که به اختصار بیان می&zwnj;شود:
1. علم در عبارت &laquo;ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ&raquo; به معانی مختلف تفسیر شده است: علم به این&zwnj;که تفرقه و گمراهی ضلالت است و موجب فساد می&zwnj;شود.[8]
منظور از علم، علم به حق و حقیقت است[9] به این&zwnj;که آنها حق و حقیقت را شناختند و در عین حال به تفرقه پرداختند، این معنای دوم که در آیه دیگری آمده و به جای کلمه علم از &laquo;بیّنات&raquo; استفاده شده است، تأیید می&zwnj;شود: &laquo;وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ&raquo;،[10] و در آیه دیگری نیز از کلمه &laquo;بیّنه&raquo; استفاده شده است.[11]
بنابر این، معنای &laquo;وَ ما تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ&raquo; این است که آنها بعد از بدست آوردن علم، به تفرقه و جدایی در دین خود پرداختند.

با وجود این&zwnj;که خداوند با فرستادن پیامبران و دین و قانون شریعت، اراده کرده بود تا همه در یک مسیر که همان صراط مستقیم بود، قرار گرفته و راه تعالی را طی کنند، اما برخی از مردم به خاطر هوای نفس و حسادت و حُب دنیا و وجود دشمنی در بینشان، از پذیرش قوانین الهی و طیّ کردن راه کمال سر باز زدند و مسیر خود را از مۆمنان جدا کرده و باعث تفرقه در جامعه شدند

&nbsp;
اما معنای دیگری نیز از این قسمت آیه بیان شده: منظور از تفرقه در این آیه شریفه، ایمان نیاوردن اهل کتاب به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است به این&zwnj;که آنها از پیامبر جدا ماندند و این&zwnj;گونه تفرقه در دین الهی را سبب شدند در حالی که به نبوّت و رسالت پیامبر اسلام علم و اطمینان داشتند.[12]
این محتوا از آیات دیگر نیز به دست می&zwnj;آید: &laquo;إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَن یَكْفُرْ بِآیَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ&raquo;.[13]
اگر اسلام را به معنای دین اسلام که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) رسول آن بوده، بگیریم، معنای تفرقه و اختلاف، ظهور در معنای جدایی از اسلام و قبول نکردن پیامبر اسلام توسط برخی از پیروان سایر ادیان دارد.
2. عبارت &laquo;بَغْیاً بَیْنَهُمْ&raquo; کلیدی&zwnj;ترین عبارت آیه است؛ &laquo;بغی&raquo; در لغت، به حسد[14] و ظلم[15] معنا شده است و کلمه &laquo;بغیاً&raquo; در این ترکیب، مفعول لأجله؛ یعنی بیان کننده علت است.[16]
بنابر این، خداوند یکی از علل اصلی افتراق از حق را حسادت و ظلم برخی بر برخی دیگر دانسته است که البته سرچشمه آن&zwnj;، امیال نفسانی و وسوسه&zwnj;های شیطانی دانست.
3. منظور از &laquo;إِنَّ الَّذینَ أُورِثُوا الْكِتابَ&raquo;، اهل کتاب زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) هستند که بعد از انبیای خود و در حالی&zwnj;که از آنان کتاب&zwnj;هایی نیز داشتند، به قرآن رسیده و با آن مواجه شده&zwnj;اند. این تعیین مصداق توسط برخی آیات دیگر نیز تأیید می&zwnj;شود.[17]
همان&zwnj;گونه که در بالا ذکر شد، محتوای این آیه در آیات دیگری نیز وجود دارد. اما در یکی از آنها خداوند مسلمانان را در این&zwnj;که مانند این قوم شوند و چنین صفتی داشته باشند و از یکدیگر جدا شوند، نهی کرده است: &laquo;و [شما اى اهل ایمان!] مانند كسانى نباشید كه پس از آن&zwnj;كه دلایل روشن براى آنان آمد، پراكنده و گروه گروه شدند و [در دین&rlm;] اختلاف پیدا كردند، و آنان را عذابى بزرگ است&raquo;.[18]&nbsp;
&nbsp;
پی نوشت ها:
[1]. شوری، 14.
[2]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 27، ص 588، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420ق.
[3]. شوری، 13، &laquo;از دین آنچه را به نوح سفارش كرده بود، براى شما تشریع كرد و آنچه را به تو وحى كردیم و آنچه را به ابراهیم و موسى و عیسى به آن توصیه نمودیم [این است&rlm;] كه: دین را برپا دارید و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشوید ...&raquo;.
[4]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 20، ص 381، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[5]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج &rlm;18، ص 31، دفتر انتشارات اسلامى&rlm;، چاپ پنجم، قم، 1417 ق؛ شیخ طوسى، محمد بن حسن&rlm;، التبیان فی تفسیر القرآن، ج &rlm;9، ص 151، دار احیاء التراث العربى&rlm;، بیروت، بی&zwnj;تا.
[6]. ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج &rlm;2، ص 124 &ndash; 125.
[7]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج &rlm;2، ص 195.
[8]. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، ج 4، ص 44، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه قم، تهران، چاپ اول، 1377ش؛ مفاتیح الغیب، ج &rlm;27، ص 588.
[9]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 31.
[10]. بقره، 213،&zwnj; &laquo;و اختلاف را در آن پدید نیاوردند مگر كسانى كه به آنان كتاب داده شد، [این اختلاف&rlm;] بعد از دلایل و برهان&zwnj;هاى روشن و آشكارى بود كه براى آنان آمد، [و سبب آن&rlm;] برتری&zwnj;جویى و حسد در میان خودشان بود&raquo;.
[11]. بیّنه، 4، &laquo;وَ مَا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَتهمُ الْبَیِّنَةُ&raquo;.
[12]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی&rlm;، محمد جواد، ج 9، ص 37 - 38، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش.
[13]. آل عمران، 19، &laquo;مسلماً دینِ [واقعى كه همه پیامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا اسلام است. و اهل كتاب [درباره آن&rlm;] اختلاف نكردند مگر پس از آنكه آنان را [نسبت به حقّانیّت آن&rlm;] آگاهى و دانش آمد، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود ... &raquo;.
[14]. &rlm;طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی&rlm;، سید احمد، ج 1، ص 53، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375ش.
[15]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، محقق و مصحح: مخزومى، مهدى، سامرائى، ابراهیم، ج 4، ص 453، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، 1410ق.
[16]. صافی، محمود بن عبد الرحیم، الجدول فی اعراب القرآن، ج &rlm;25، ص 26، دار الرشید، مۆسسة الإیمان، دمشق&rlm;، بیروت، چاپ چهارم، 1418ق.
[17]. برای نمونه ر.ک: بینه، 4.
[18]. آل عمران، 105، &laquo;وَ لا تَكُونُوا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ&raquo;.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نگاه قرآن به مسأله پیشرفت</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/نگاه-قرآن-به-مسأله-پیشرفت</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/نگاه-قرآن-به-مسأله-پیشرفت</guid>

<description><![CDATA[
قرآن کریم می فرماید: و از نشانه های خدا است آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه در آن دو از جنبدگان پراکنده است و او برگرد آوردن آنها،&zwnj; آنگاه که بخواهد توانا و قادر است .


از دو دسته از آیات قرآن می توان در مورد پیشرفت و توسعه استفاده کرد:
1. آیاتی که مستقیما دعوت به پیشرفت می کنند و عوامل پیشرفت انسان در دنیا و آخرت را بیان کرده است:
الف. آیاتی که دعوت به آموختن و دانش اندوزی نموده است؛ مانند این آیه: "خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان را رفیع می گرداند" [1] .
ب. آیاتی که شرط رسیدن به عزت و پیشرفت در دنیا و آخرت را،&zwnj; عمل صالح، کار و تلاش بیان نموده است [2] .
ج. آیاتی که شرط پیشرفت و غلبه بر کفار را،&zwnj; ایمان و اهل کار بودن و سستی و تنبلی نکردن بیان می دارد [3] .
د. آیاتی که آینده نگری را، شرط رسیدن به پیشرفت، معرفی می کند [4] .
که در مجموع این آیات چند شرط برای پیشرفت دنیا و آخرت انسان ذکر شده است، ایمان، آینده نگری، کار و تلاش( عمل صالح)، علم و دانش.
برای مشاهده به ادامه مطلب برید
2. آیاتی که به صورت غیر مستقیم دعوت به پیشرفت می کند؛ مانند آیاتی که به نام اعجاز علمی قرآن یاد می شود که در آن به مسائلی اشاره شده که بشریت به واسطه پیشرفت علوم و اکتشافات جدید می تواند به حقیقت آنها پی ببرد؛ بعضی از این آیات را بیان می کنیم:
الف. قرآن و قانون جاذبه:
قرآن مجید بیش از هزار سال قبل از نیوتن،&zwnj; جاذبه زمین را بیان کرده است و می فرماید: خدا آن کس است که آسمان ها کرات آسمانی را با ستون های نامرئی برافراشت [5]، حدیثی که ذیل همین آیه از امام رضا (علیه السلام) نقل شده حضرت فرمود: آیا خدا نمی گوید بدون ستونی که آن را مشاهده کنید آسمان ها خلق شده اند، راوی می گوید در جواب امام عرض کردم آری، فرمود: بنابراین ستونی وجود دارد اما شما آن را نمی بیننید که قرآن کریم با تعبیر ستون نامرئی از نیروی جاذبه یاد کرده است [6] .
ب. حرکت زمین به دور خود و خورشید:
قرآن کریم هزار سال قبل از گالیله و در زمان حکومت هئیت بطلمیوس بر جهان علمی آن روز، درباره حرکت زمین به دور خورد و خورشید بحث کرده و فرموده است، کوهها را می بینی و چنین می پنداری که آنها ساکن و جامدند در حالی که همچون ابر در حرکت هستند [7] .

قرآن مجید بیش از هزار سال قبل از نیوتن،&zwnj; جاذبه زمین را بیان کرده است و می فرماید: خدا آن کس است که آسمان ها کرات آسمانی را با ستون های نامرئی بر افراشت ، حدیثی که ذیل همین آیه از امام رضا (علیه السلام) نقل شده حضرت فرمود: آیا خدا نمی گوید بدون ستونی که آن را مشاهده کنید آسمان ها خلق شده اند، راوی می گوید در جواب امام عرض کردم آری، فرمود: بنابراین ستونی وجود دارد اما شما آن را نمی بیننید که قرآن کریم با تعبیر ستون نامرئی از نیروی جاذبه یاد کرده است

&nbsp;
این آیه با صراحت درباره حرکت کوه ها سخن می گوید در حالی که ما همه آنها را ساکن می پنداریم و تشبیه حرکت آن به حرکت ابرها هم اشاره به سرعت است و هم نرمش و آرامش و بی سر و صدا بودن را بیان می کند و اگر می بینیم به جای (حرکت زمین) تعبیر به (حرکت کوه ها) می کند برای این که عظمت مطلب آشکار شود؛ زیرا مسلم است که کوه ها بدون زمین های اطراف خود حرکتی ندارند و حرکت آنها عین حرکت زمین است [8] .
ج. وجود موجودات زنده در کرات:
با آن که بشر به کمک دانش فضایی، در کره ماه گام گذاشته اما وجود موجودت زنده در کرات آسمانی هنوز از مرحله تئوری نگذشته است و تنها با نشانه های زیادی احتمال می دهند که در بعضی از کرات، موجودات زنده ای از قبیل حیوان و یا انسان یافت شود اما قرآن کریم می فرماید: و از نشانه های خدا است آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه در آن دو از جنبدگان پراکنده است و او برگرد آوردن آنها،&zwnj; آنگاه که بخواهد توانا و قادر است. [9]
در جای دیگری می فرماید: تمام آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارند در بامدادان و شامگاهان خدا را سجده می کنند [10] که ظهور این دو آیه وجود موجودات زنده در کرات آسمانی است [11] .
د. پیدایش آسمان ها و زمین از گازهای انباشته شده
قرآن کریم در این زمینه می فرماید: خدای متعال سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالى که بصورت دود بود [12] .
رسر جیمس دانشمند فلک شناس می گوید: ماده کون از گازهایی که در فضا انتشار دارد آغاز گشته و از تراکم این گازها، سدیم (مه رقیق) پدید آمده است.
دکتر گاموف استاد طبیعی دانشگاه واشنگتن می نویسد: جهان در ابتدای پیدایش مملو از گازهایی بود که در هوا پراکنده بوده است این گازها از نظر تراکم و درجه حرارت به حدی است که تصور آن برای ما امکان پذیر نیست. [13]
&nbsp;
پی نوشت ها:
[1] مجادله، 11.
[2] فاطر، 10.
[3] محمد، 35.
[4] آل عمران، 139.
[5] رعد، 2.
[6] مکارم شیرازی، ناصر، پنجاه درس اصول عقایدی برای جوانان، ص 206 &ndash; 207، نسل جوان، 1384 ه ش.
[7] نحل، 88.
[8] مکارم شیرازی، ناصر، پنجاه درس اصول عقایدی برای جوانان، ص 208 &ndash; 210.
[9] شوری، 29.
[10] رعد، 15.
[11] موسسه اصول دین، درسهایی از اصول دین، ص 285 &ndash; 286، سپهر، بی تا. برای آگاهی بیشتر، نک: &nbsp; سۆال 718 (سایت: 760)، نمایه: وجود موجودات زنده در کرات دیگر.
[12] فصلت، 11.
[13] بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن و طبیعت، ص 20 &ndash; 21، انتشارات بعثت]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قرآن در قیامت چگونه شفاعت می کند؟</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/قرآن-در-قیامت-چگونه-شفاعت-می-کند</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/قرآن-در-قیامت-چگونه-شفاعت-می-کند</guid>

<description><![CDATA[
كلمة شفاعت در لغت به معنای جفت شدن و كنار هم قرار گرفتن دو چیز است.[1] 
در اصطلاح كلامی نیز شفاعت به معنای وساطت اولیا و برگزیدگان الهی، برای رساندن بندگان به فیض رحمت و مغفرت الهی و دستگیری و نجات آنان است.[2] 
&nbsp;


شهید مطهری می گوید: شفاعت اقسامی دارد كه برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد ولی برخی، صحیح و عادلانه است و وجود دارد. نوع نادرست شفاعت كه به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این است كه گناهكار بتواند وسیله ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حكم الهی جلوگیری كند، درست همان طوری كه در پارتی بازی های اجتماعات منحطّ بشری تحقق دارد. اما شفاعت صحیح كه تأیید كنندة قانون و حافظ نظام است و آیات و روایات زیادی از طریق شیعه و سنی وجود آن را اثبات می كند بر دو گونه است:
1. شفاعت &laquo;رهبری&raquo; یا شفاعت &laquo;عمل&raquo;.
2. شفاعت &laquo;مغفرت&raquo; یا شفاعت &laquo;فضل&raquo;.
شفاعت رهبری، شفاعتی است كه شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتی بالا رفتن درجات می باشد.
شفاعت مغرفت، شفاعتی است كه تأثیر در از بین بردن عذاب و در مغفرت گناهان است و حداكثر ممكن است سبب وصول به حسنات و ثواب ها هم بشود، ولی بالا برندة درجة شخص نخواهد بود، و رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دربارة این قسم از شفاعت فرمود: &laquo;من شفاعتم را برای گناهكارانی از امتم كه مرتكب گناه كبیره شده اند ذخیره كرده ام، اما نیكوكاران مورد مۆاخذه قرار نمی گیرند.&raquo;[3]
برای مشاهده به ادامه مطلب برید
چه كسانی شفاعت می كنند؟
از جمله شفاعت كنندگان پیغمبران می باشند و در اینكه رسول گرامی اسلام دارای مقام شفاعت می باشد تردیدی نیست و اهل سنت و شیعه نیز در آن اتفاق نظر دارند. 
در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است كه هیچ یك از انبیاء و رسل شفاعت نمی كنند تا اینكه خدا به آنها اجازه دهد به جز پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه خدا قبل از قیامت اجازة شفاعت را به او داده است و شفاعت نخست، برای او و امامان از فرزندان او سپس برای انبیاء است.[4]
به یقین امامان معصوم نیز شفاعت خواهند كرد و روایاتی برای این معنی دلالت دارد كه برخی از آنها را ذكر می كنیم:
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارة آیة شریفة (فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ )[5] (كافران گویند) پس برای ما نه شفیعانی هست و نه دوستان صمیمی. فرمود: شفیعان ائمه هستند و دوستان از مۆمنین.[6]
روایات بسیاری دربارة شفاعت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندان او غیر از ائمه هدی و مۆمنان حتی بچه های سقط شده آنها نیز وارد شده است.[7]
پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: فقرای از شیعیان علی و خاندان علی را پس از او سبك مشمارید كه هر یك از آنان عده ای همچون قبایل ربیعه و مضر را شفاعت می كنند.[8]

بدانید که قرآن شفاعت کننده است و شفاعت او پذیرفته می شود و گوینده است و گفتارش تصدیق می گردد و هر کس قرآن برای وی روز قیامت شفاعت کند شفاعت قرآن در باره او پذیرفته می شود

&nbsp;
امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرمایند:
از جمله شفیعان علماء و شهدا می باشند. حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس به عالم می گویند بایست و برای مردم شفاعت كن به پاداش اینكه آنان را نیكو تربیت كردی...[9]
از جملة شفیعان، زائران قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ هستند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ... به زوار قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ گفته می شود دست هر كه را كه دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید...[10] و از جمله شفاعت كنندگان ملائكه می باشند[11] همان طور كه قرآن كریم نیز شفاعت می كند.[12]

قرآن در قیامت شفاعت می کند
هر كسی كه در جوانی قرآن را بخواند به طوری كه با گوشت و خون او مخلوط شود خداوند او را با سفرای گرامی و ابرار خود قرار می دهد و قرآن روز قیامت از او حمایت و جانب داری می کند و در درگاه الهی عرض می کند خداوندا هر صاحب کرداری به اجر عمل خود رسیده است مگر آنکس که به گفتار من عمل نمود.
خداوندا اعطایای خود را به او برسان. خداوند دو حله از حله های بهشت به او می پوشاند و تاج کرامت بر سر او می نهد آنگاه به قرآن خطاب می فرماید و می گوید فزونتر از این مایل بودم سپس خداوند مقام امن را در دست راست و مقام خلد را در دست چپ او می نهد و وارد بهشت می گردد به او گفته می شود یک آیه از آیات قرآن را تلاوت کن و یک درجه بالاتر برو آنگاه به قرآن خطاب می شود آیا عطایای خود را به او دادیم و تو را راضی نمودیم؟
قرآن می گوید: آری خداوندا
بنابراین قرآن از خداوند در خواست می کند و در درگاه الهی شفاعت می کند. (الکافی، ج 2، ص 601)
راجع به شفاعت قرآن روایت فراوانی در کتاب سنی و شیعه نقل شده است:
از پیامبر اسلام نقل شده:
قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعت او پذیرفته می شود و شکایت کننده ای است که خصومت او تصدیق می شود.
از پیامبر اسلام نقل شده:
قرآن را بیاموزید زیرا قرآن برای اصحاب خود روز قیامت شفاعت خواهد نمود.

از جمله شفیعان علماء و شهدا می باشند. حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس به عالم می گویند بایست و برای مردم شفاعت كن به پاداش اینكه آنان را نیكو تربیت كردی...

&nbsp;
از پیامبر اسلام نقل شده:
روزه و قرآن برای کسی که روزه گرفته است و در شبها قرآن تلاوت کرده استشفاعت می کنند روزه می گوید پروردگارا این شخص را از خوردن غذا و انجام شهوات در روز مانع شدم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر.
قرآن می گوید من این شخص را از خواب شب باز داشتم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. پس شفاعت هر دو درباره او پذیرفته می شود.
از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:
سوره تبارک که سی آیه است برای شخصی که آن را خوانده است شفاعت می کند تا او آمرزیده شود.
از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:
شفاعت کنندگان پنج تایند: 1 &ndash; قرآن 2 &ndash; خویشاوندان 3 &ndash; امانت 4 &ndash; رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم 5 &ndash; اهل بیت علیه السلام
امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرمایند:
بدانید که قرآن شفاعت کننده است و شفاعت او پذیرفته می شود و گوینده است و گفتارش تصدیق می گردد و هر کس قرآن برای وی روز قیامت شفاعت کند شفاعت قرآن در باره او پذیرفته می شود. (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 2)
&nbsp;
پی نوشت ها:
[1]. راغب اصفهانی، مفردات، چاپ دوم، انتشارات مرتضوی، چاپخانه حیدری، ص 270.
[2]. جعفر سبحانی، الهیات، ج 4، ص 344، چاپ دوم، نشر مركز جهانی علوم اسلامی قم.
[3]. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 1، چاپ پنجم، انتشارات صدرا، ص 247.
[4]. علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه مكارم شیرازی، ج 1، چاپ گلشن، ص 238.
[5]. سورة شعرا، آیة 100.
[6]. موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، ج اول، ترجمة سیدمهدی حائری قزوینی، چاپ نگین، ص 453، و بحارالانوار، 8/42.
[7]. تفسیر المیزان، ج 1، ص 238.
[8]. مكیال المكارم، ج اول، ص 454، و، ج 8، ص 59.
[9]. همان، بحارالانوار، ج 8، ص 59.
[10]. مكیال المكارم، ج اول، ص 444 و 445، و بحارالانوار، ج 101، ص 27.
[11]. تفسیر المیزان، ترجمه مكارم شیرازی، ص 227.
[12]. مجموعه آثار شهید مطهری، ج اول، ص 254.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هنر از دیدگاه قرآن چیست؟</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/هنر-از-دیدگاه-قرآن-چیست</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/هنر-از-دیدگاه-قرآن-چیست</guid>

<description><![CDATA[
هنر از دیدگاه قرآن چیست؟ و از دیدگاه قرآنی هنر به چه چیزی اطلاق می شود؟ در تفسیر این موضوع چه آیاتی وجود دارد؟
&nbsp;

"در پاسخ به این سۆال، ابتدا باید به دو نکته مهم توجه نمود:
یک. باید دانست که قرآن کریم، کتاب لغت نامه نیست، تا بخواهد معنا و مفهوم یکایک واژه ها را بیان نموده و یا در مورد هر موضوع جزئی، اظهار نظر نماید، بلکه قرآن، معیارها و اصول حاکم بر زندگی انسان ها را در اختیار قرار می دهد. بر این اساس، اگر محدوده معنایی یک واژه را، با مراجعه به منابع آن، کاملاً مشخص نمودیم، آن گاه می توانیم با استفاده از اصول کلی مطرح شده در قرآن، دیدگاه این کتاب آسمانی را نسبت به آن دریابیم.
دو. باید توجه داشت که واژه هنر، واژه ای فارسی بوده، بر همین اساس، باید معنای آن را در لغت نامه های فارسی جست و جو نماییم.
می دانیم که دامنه هنر به اندازه ای گسترده و وسیع است که نمی توان تعریف دقیقی از آن ارائه نمود و تعاریفی که در لغت نامه ها می یابیم، تنها کلیاتی در مورد هنر بوده و نمی توان با کمک آن، مصادیق هنر را دقیقاً مشخص نمود.
به عنوان نمونه، مرحوم دهخدا، هنر را این گونه توصیف نموده: "این کلمه در واقع به معنای آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن، صاحب هنر را برتر از دیگران می&zwnj;نماید".
برای مشاهده به ادامه مطلب برید
اکنون با در نظر داشتن این دو نکته، به تحلیل و بررسی موضوع (هنر) از نگاه قرآن می پردازیم:
بدیهی است که هنر، گستره وسیعی داشته و طبق آن، می توان هر شخصی را که دانش و استعداد و توانایی انجام هر کاری را بیشتر از دیگران داشته باشد، هنرمند نامید ؛&nbsp;چه این استعداد و توانایی در جهت مثبت باشد و چه در جهت منفی و چه بی جهت!
نیز مشاهده می نماییم که اگر بخواهیم، تعاریف ارائه شده از هنر را مبنای تحقیق خود قرار دهیم، بیشتر انسان ها در یک زمینه خاص، هنرمند هستند، اما با این وجود، اکنون در عرف عمومی، واژه هایی؛ مانند "نرمند" و "نرپیشه"، تنها به قشر محدودی از افراد جامعه اطلاق می شود که در زمینه های خاصی؛ مانند سینما، تئاتر، مجسمه سازی و نقاشی و ... مشغول فعالیت هستند.
افراد دیگر، هرچند در واقع از هنر بسیاری نیز برخوردار باشند، با این عناوین مورد خطاب قرار نمی گیرند. به عنوان نمونه هیچ گاه به کشاورزی که توانایی خارق العاده ای در رشته خود دارد، "نرپیشه" نمی گویند!
بیان این مطالب بدین دلیل است که بدانیم، هنر در دو گستره عام و خاص قابل ارزیابی بوده و هر کدام از آنها نیز پاسخ متناسب با خود را می طلبد، بدین ترتیب که در هنرهای خاص، شما باید ابتدا نوع هنر را با تمام جزئیات آن مشخص نموده، سپس نظر اسلام و قرآن را در ارتباط با آن جویا شوید، همانند پرسش 3338 که سۆالی در مورد دیدگاه اسلام، نسبت به هنر مجسمه سازی و نقاشی است.


اسلام و قرآن، شأن انسان های با ایمان را بسیار بالاتر از آن می دانند که خود را به اموری سرگرم نموده که هدف مشخصی از آن ندارند. خداوند دوری از بیهوده کاری را از ویژگی های مۆمنان برشمرده است.&nbsp;به همین دلیل، هنر مثبت می تواند مورد تأیید اسلام باشد، اما هنری که تنها برای وقت گذرانی و سرگرم شدن باشد و یا حتی "نر برای هنر" مورد تأیید اسلام نیست


&nbsp;
اما، برای دریافت نظر اسلام در ارتباط با هنر؛ در معنای عمومی و کلی آن ابتدا باید موازین کلی اسلامی را شناخته، سپس بتوانید هر رشته هنری را، با در نظر داشتن این اصول و موازین کلی، بررسی نموده و انطباق و یا عدم انطباق آن را با آن اصول، ارزیابی نمایید.
در ارتباط با دیدگاه کلی قرآن در مورد هنر باید گفت: هر چند، آیه و یا سوره ای در ارتباط با تعریف و تبیین واژه "نر" و بیان مصادیق آن، نازل نشده است، اما از آن جا که هنر، به عنوان بخشی از زندگی دنیوی بشر به شمار می آید، دیدگاه قرآن در مورد "دنیا" را می توانیم به عنوان دیدگاه این کتاب آسمانی در ارتباط با "نر" نیز در نظر بگیریم.
همان گونه که می دانیم، می توان رفتارهای دنیوی انسان را با نگاهی ارزش مدارانه، در سه محدوده "با ارزش" و "ضد ارزش" و "بی ارزش" تقسیم بندی نمود. طبیعی است که طبق تعالیم قرآنی، رفتار "با ارزش" رفتاری است که در راستای منافع اخروی و یا آن دسته از منافع دنیوی &nbsp;باشد که با تعالیم اسلامی منافاتی ندارد. رفتار "ضد ارزش" را هم می توان در اعمالی جست و جو نمود که مخالف صریح آموزه های دینی بوده و انجام آن، نوعی مخالفت با خدا و پیامبر تلقی شود. در این میان، رفتارهای دیگری نیز وجود دارند که بی هدف و انگیزه ای مشخص بوده و نه منطبق با اصول دینی ارزیابی می شوند و نه می توان آنها را به عنوان مخالف صریح دین، در نظر گرفت. این رفتارها را رفتارهای "بی ارزش" می نامیم که در نهایت به دلیل از بین بردن فرصت هایی که لحظه لحظه آن برای انسان ها ارزشمند است، ممکن است به رفتاری "ضد ارزش" تبدیل شوند!
انواع هنرها نیز از این چارچوب خارج نبوده و در یکی از سه محدوده فوق قرار می گیرند، و بیش از آن که نوع هنر در ارزش گذاری آن مهم باشد، انگیزه و هدف استفاده از هر هنری در تعیین دیدگاه قرآن و دین نسبت به آن هنر، کارسازتر است.
خداوند، همان گونه که برخی هنرمندان داستان سرا را، به دلیل انگیزه منفی آنها مورد سرزنش قرار می دهد، [1] سوره یوسف را به عنوان یک شاهکار هنری در زمینه داستان سرایی مطرح می نماید، [2] و با وجود این که دنیا را به عنوانی کالایی بی ارزش و زودگذر معرفی می نماید، [3] انسان ها را به دقت در هنر آفرینش و ظرافت های آن دعوت می کند! [4] و با این که از صنایع بشری که در جهت مثبت به کار گرفته شده اند؛ مانند کشتی سازی، [5] و کشاورزی، [6] و ... نیز به نیکی یاد نموده و آنها را نیز نشانه قدرت خود می داند، چون خالق این هنرها یعنی انسان مخلوق پروردگار است، اما صنعت و هنری که برای دور نمودن از خدا باشد را همانند صنعتگران و هنرمندان آن، مستحق نابودی و آتش جهنم می داند. [7]
همان گونه که ملاحظه فرمودید، در بسیاری از هنرها خود هنر به تنهایی نمی&zwnj;تواند مورد تأیید و یا نکوهش قرآن باشد، بلکه تنها انگیزه هنرمندان است که می تواند، معیاری برای نگاه مثبت و یا منفی قرآن، مورد ارزیابی قرار گیرد. به عنوان نمونه، ما یک هنر را از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار می دهیم:
قرآن کریم، هنر مهندسی ساختمان را، به خودی خود، نه تأیید و نه رد می نماید، اما اگر انگیزه اجرای این هنر، انگیزه ای خداپسندانه باشد، مورد تأیید قرآن قرار می گیرد؛ مانند ساختن مسجدی که برای عبادت بنا شود، [8] یا خانه ای برای آسایش مردم، [9] و یا حتی بنای کاخی با فرش های شیشه ای که همانند استخر آبی به چشم می آید، [10] نه برای دنیاپرستی، بلکه به منظور نشان دادن این که تمدن بشری با دینداری منافاتی ندارد و ... .

اما اگر انگیزه ای ضد خدایی در میان باشد، همین هنر ساختمان سازی، تبدیل به هنری ضد ارزش می شود؛ مانند کاخی که هامان به دستور فرعون و به خیال مبارزه با پروردگار بنا نمود، [11] و حتی اگر انگیزه مبارزه با پروردگار نیز وجود نداشته باشد و تنها به منظور لهو و لعب و خوشگذرانی و فخر فروشی، ساختمان هایی بنا شود، چنین اقدامی از جانب قرآن، به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. [12] جالب است که قرآن کریم، حتی ساختن مسجدی که با انگیزه های غیر دینی بنا شده را زیر سۆال می برد! [13] از طرفی دیگر، خداوند افراد ناسپاسی که در ساختمان های منحصر به فرد و مستحکمی زندگی می نمودند را در مدت زمان کوتاهی دچار عذاب کرده و نابود نمود، [14] تا این گونه گمان نشود که می توان با استفاده از هنر محکم سازی ساختمان ها، در برابر خشم خداوند، ایمن بود. [15]
با بررسی تمام این آیات چه نتیجه ای می توان گرفت؟ آیا در نهایت، اسلام با هنر مهندسی ساختمان موافق است یا مخالف؟! در پاسخ، باید گفت نباید انتظار داشت که اسلام، در مورد یکایک هنرها، نظر مثبت و منفی اعلام نماید، بلکه اسلام، موازین کلی خود را اعلام نموده و هنرمندان، باید هنر خود را منطبق بر آن نمایند.
پس از رسیدن به این جمع بندی، برخی موضوعاتی که می تواند برای مشتاقان هنر، قابل استفاده باشد را بیان می کنیم:
1. پیامبران در هر دوره زمانی، معجزاتی در راستای همان هنری که هنر متداول زمانشان بود، اما بسیار برتر و برجسته تر، ارائه می نمودند. حضرت موسی (علیه السلام)، عصایی داشت که تبدیل به اژدها می شد. حضرت عیسی (علیه السلام) مرده را زنده می نمود و با ساختن پرندگانی از خاک با اجازه خداوند، آنها را تبدیل به موجوداتی زنده می نمود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، قرآنی را عرضه نمود که در دوره اوج هنر شعر و ادب، هیچ کس را یارای مقابله با آن نبود!
تمام اینها برای آن بود که پیامبران، علاوه بر اثبات نبوت خود ابهت به ظاهر هنرمندانی را که هنر خود را در مسیر ضد ارزشی قرار داده بودند، تحت الشعاع قدرت بی نهایت خداوند قرار دهند.
ابن سکیت، دلیل تفاوت معجزات پیامبران را از امام رضا (علیه السلام) جویا می شود، آن حضرت تحلیل فوق را ارائه می فرمایند. [16]
2. در روایات متعددی، تازه ماندن قرآن بعد از گذشت سال ها و قرن ها، و اشتیاق به قرائت آن را، حتی بعد از این که بارها مورد تلاوت قرار گرفته، نشانه ای از تفاوت هنر بشری و معجزه آسمانی ارزیابی می شود، [17] و به استناد خود قرآن، اعلام شده که تا روز قیامت، هرگز کتابی همانند آن ارائه نخواهد شد. [18] باید گفت کتابی که خود سراسر هنر است، نمی تواند هنر را قبول نداشته باشد! البته هنری که در صدد رویارویی با خداوند و تعالیم پیامبران او نباشد.
3. قرآن استفاده از زیبایی ها و مصنوعات هنری را ممنوع ننموده ، [19] بلکه در مواردی به آن سفارش هم کرده است، [20] اما آنانی که با توجه افراطی به هنر و سایر مظاهر دنیوی، از خدا غافل شده اند را به شدت نکوهش، [21] و در مواردی؛ مانند قارون دچار خشم و عذاب خود نموده است. [22]

تنها هنری مورد تأیید اسلام و قرآن است که بدون آن که از راه های نامشروع در آن استفاده شود، در خدمت اهداف عالیه الاهی و دینی که منطبق با فطرت پاک بشری است، قرار گیرد و هرگونه هنری غیر از آن هر چند که مستقیما نیز در تعارض با آموزه های دینی نباشد، مورد تأیید و پشتیبانی اسلام و قرآن نخواهد بود

&nbsp;
4. باید توجه داشت که اسلام و قرآن، شأن انسان های با ایمان را بسیار بالاتر از آن می دانند که خود را به اموری سرگرم نموده که هدف مشخصی از آن ندارند. خداوند دوری از بیهوده کاری را از ویژگی های مۆمنان برشمرده است. [23] به همین دلیل، هنر مثبت می تواند مورد تأیید اسلام باشد، اما هنری که تنها برای وقت گذرانی و سرگرم شدن باشد و یا حتی "نر برای هنر" مورد تأیید اسلام نیست.
5. نباید به صرف این که چیزی هنر نامیده می شود، به آن روی آورده و در صدد آموختن آن بود؛ زیرا چه بسا بی نزاکتی هایی که یقینا در تضاد با تعالیم دینی است، بر آن نام هنر نهاده شود!
یکی از اعتراضات امام خمینی (ره) به شاه، موضوع "جشن هنر" شیراز بود که رژیم پهلوی با نام هنر، هدف مبارزه با ارزش های دینی را دنبال می نمود. [24]
ایشان در بیاناتی چنین اظهار داشتند: "در رژیم سابق تمام چیزها خصوصا فرهنگ و هنر محتوایش عوض شده بود". [25]
براین اساس، توجه به این نکته ضروری است که در انجام کارهای هنری، باید موازین شرعی را رعایت نمود و باید گفت هنری که به منظور ترویج و تبلیغ دین باشد، اما موازین شرعی در آن رعایت نشده باشد، نیز از لحاظ اسلام مورد پذیرش نخواهد بود، چه رسد هنری که قصد نابود نمودن بنیان های دینی را داشته باشد.
از تمام آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که در نگاهی کلی، تنها هنری مورد تأیید اسلام و قرآن است که بدون آن که از راه های نامشروع در آن استفاده شود، در خدمت اهداف عالیه الاهی و دینی که منطبق با فطرت پاک بشری است، قرار گیرد و هرگونه هنری غیر از آن هر چند که مستقیما نیز در تعارض با آموزه های دینی نباشد، مورد تأیید و پشتیبانی اسلام و قرآن نخواهد بود.
مطالعه پیام امام خمینی (ره) خطاب به هنرمندان نیز نکته های جالب توجهی را در ارتباط با دیدگاه اسلام در مورد هنر، در اختیارتان قرار خواهد داد. [26]
&nbsp;
پی نوشت ها :
[1] لقمان، 6،"و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله".
[2] یوسف، 3، "نحن نقص علیک احسن القصص ...".
[3] آل عمران، 185؛ حدید 20؛ غافر 39؛ و آیات بی شمار دیگر.
[4] لقمان، 20؛ شعراء، 7؛ سجده، 27؛ غاشیه 20 &ndash; 17 و ... .&nbsp;&nbsp;
[5] لقمان، 31.
[6] انعام، 141، نحل، 11، و ... .
[7] طه، 69؛ انبیاء، 98.
[8] بقره، 127؛ آل عمران، 96؛ توبه، 18؛ کهف، 21.
[9] نحل، 80، "و الله جعل لکم من بیوتکم سکنا".
[10] نمل، 44، "قال انه صرح ممرد من قواریر".
[11] قصص، 38؛ غافر، 36، "و قال فرعون یا هامان ابن لی صرحا".
[12] شعراء، 130 &ndash; 128، "ا تبنون بکل ریع آیة تعبثون".
[13] توبه، 107، "و الذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و...".
[14] فجر، 9 &ndash; 5؛ اعراف، 74.
[15] فصلت، 15.
[16] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 24، ح 20، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش.
[17] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 89، ص 14، ح 6، و ص 15، ح 8، مۆسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.
[18] همان، ص 16، ح 15، با استناد به سوره اسراء، آیه 88.
[19] اعراف، 32، "قل من حرم زینة الله ...".
[20] اعراف، 31، "خذوا زینتکم عند کل مسجد ...".
[21] روم، 7، "یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة غافلون".
[22] قصص، 83 &ndash; 76.
[23] مۆمنون، 3، "و الذین هم عن اللغو معرضون"؛ نیز فرقان، 72.
[24] صحیفه امام، ج 3، ص 229.
[25] همان، ج 18، ص 215.
[26] همان، ج 21، ص 145.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حق تلاوت قرآن چیست؟</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/حق-تلاوت-قرآن-چیست</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/حق-تلاوت-قرآن-چیست</guid>

<description><![CDATA[
مردم در برابر این آیات الهى چند گروهند: گروهى تمام اصرارشان بر اداى الفاظ و حروف از مخارج آن است آنها دائما در فكر وقف و وصل و حروف یرملون و شد و مدند و كمترین اهمیتى به محتوى و معنى، تا چه رسد به عمل كردن به آن، نمى&rlm;دهند، به گفته قرآن اینها همانند حیوانى هستند كه كتابهایى بر او حمل شده باشد (كَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً- سوره جمعه آیه 5)
&nbsp;
الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ یُۆْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (121 بقره)
&nbsp;
كسانى كه به آنها كتاب آسمانى داده&rlm;ایم و آن را چنان كه سزاوارِ تلاوت است تلاوت مى&rlm;كنند، آنان به آن (قرآن یا پیامبر) ایمان مى&rlm;آورند و كسانى كه به آن كافر شوند، آنان همان زیانكارانند.
&nbsp;
در برابر یهود و نصارایى كه به سبب لجاجت و سركشى مورد انتقاد قرار گرفتند، گروهى از آنان مورد تمجید و قدردانى خداوند قرار گرفته&rlm;اند. آنان كسانى هستند كه به كتاب&rlm;هاى آسمانى مراجعه كرده و نشانه&rlm;هاى ظهور و بعثت پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله را در آن دیده و به او ایمان مى&rlm;آورند.
&nbsp;
در تفسیر أطیب البیان آمده است: مراد از &laquo;الْكِتابَ&raquo; در این آیه، قرآن و مخاطب مسلمانانى هستند كه در قرائت قرآن، حقّ تلاوت را ادا نموده و به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله ایمان آورده&rlm;اند. تفسیر المیزان نیز این معنى را احتمال داده است.
&nbsp;
روایتى درباره&rlm;ى آداب تلاوت قرآن در تفسیر المیزان نقل شده، كه هشت نكته را مورد توجّه قرار داده است:
&nbsp;
1 ترتیل آیات. 2 تفقّه در آیات. 3 عمل به آیات. 4 امید به وعده&rlm;ها. 5 ترس از وعیدها. 6 عبرت از داستان&rlm;ها. 7 انجام اوامر الهى. 8 ترك نواهى. در پایان روایت نیز امام صادق علیه السلام فرمود:
&nbsp;
حقّ تلاوت تنها حفظ آیات، درس حروف، قرائت و تجوید نیست. و بر اساس روایات، كسانى كه حقّ تلاوت قرآن را ادا مى&rlm;كنند، تنها امامان معصوم مى&rlm;باشند. (كافى، ج 1 ص 215)
برای مشاهده به ادامه مطلب برید
&nbsp;
حق تلاوت چیست؟
این تعبیر، تعبیر پر معنایى است و خط روشنى براى ما در برابر قرآن مجید و كتب آسمانى مشخص مى&rlm;سازد، چرا كه مردم در برابر این آیات الهى چند گروهند:
گروهى تمام اصرارشان بر اداى الفاظ و حروف از مخارج آن است آنها دائما در فكر وقف و وصل و حروف یرملون و شد و مدند و كمترین اهمیتى به محتوى و معنى، تا چه رسد به عمل كردن به آن، نمى&rlm;دهند، به گفته قرآن اینها همانند حیوانى هستند كه كتابهایى بر او حمل شده باشد .(كَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً- سوره جمعه آیه 5)

حقّ تلاوت تنها حفظ آیات، درس حروف، قرائت و تجوید نیست. و بر اساس روایات، كسانى كه حقّ تلاوت قرآن را ادا مى&rlm;كنند، تنها امامان معصوم مى&rlm;باشند

گروهى دیگر از الفاظ فراتر رفته و در معانى دقت مى&rlm;كنند و در ریزه&rlm;كاریها و نكات قرآن مى&rlm;اندیشند و از علوم آن آگاهند اما از عمل خبرى نیست!.
ولى گروه سومى هستند كه مۆمنان راستینند، قرآن را به عنوان یك كتاب عمل، و یك برنامه كامل زندگى پذیرفته&rlm;اند، خواندن الفاظ و اندیشه در معانى و درك مفاهیم این كتاب بزرگ را مقدمه&rlm;اى براى عمل مى&rlm;دانند، و لذا هر زمان قرآن مى&rlm;خوانند روح تازه&rlm;اى در كالبد آنها پیدا مى&rlm;شود، تصمیم و اراده تازه، آمادگى و اعمال تازه، و این است حق تلاوت.
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه مى&rlm;خوانیم كه فرمودند: یرتلون آیاته، و یتفقهون به، و یعملون باحكامه، و یرجون وعده، و یخافون وعیده، و یعتبرون بقصصه، و یاتمرون باوامره، و ینتهون بنواهیه، ما هو و اللَّه حفظ آیاته و درس حروفه، و تلاوة سوره و درس اعشاره و اخماسه- حفظوا حروفه، و اضاعوا حدوده، و انما هو تدبر آیاته و العمل باركانه، قال اللَّه تعالى كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ مُبارَكٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ:

كسى كه در انتخاب مكتب دچار انحراف شود، زیانكار واقعى است. &laquo;فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ&raquo;

&nbsp;
" منظور این است كه آیات آن را با دقت بخوانند و حقایق آن را درك كنند و به احكام آن عمل بنمایند، به وعده&rlm;هاى آن امیدوار، و از وعیدهاى آن ترسان باشند، از داستان هاى آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهى آن را بپذیرند، به خدا سوگند منظور حفظ كردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره&rlm;ها و یاد گرفتن اعشار و اخماس (منظور از" اعشار" و" اخماس" تقسیماتى است كه در قرآن مى&rlm;شود مانند تقسیم به سى جزء و یا هر جزء به چهار حزب و امثال آن است) آن نیست- آنها حروف قرآن را حفظ كردند اما حدود آن را ضایع ساختند، منظور تنها این است كه در آیات قرآن بیندیشند و به احكامش عمل كنند، چنان كه خداوند مى&rlm;فرماید: این كتابى است پر بركت كه ما بر تو نازل كردیم تا در آیاتش تدبر كنند" (نقل از ارشاد دیلمى طبق نقل تفسیر المیزان)
&nbsp;
پیام&rlm;های آیه:
1 ـ رعایت انصاف حتّى در برخورد با مخالفان، لازم است. &laquo;الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ&raquo;
2 ـ حقّ تلاوت، در تلاوت با صوت زیبا و رعایت نكات تجوید خلاصه نمى&rlm;شود، بلكه ایمان و عمل نیز لازم است. &laquo;یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ یُۆْمِنُونَ بِهِ&raquo;
3 ـ كسى كه در انتخاب مكتب دچار انحراف شود، زیانكار واقعى است. &laquo;فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ&raquo;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آشنایی با اصطلاح تاریخ قرآن</title>
<link>https://ketabenor.loxblog.com/آشنایی-با-اصطلاح-تاریخ-قرآن</link>
<guid>https://ketabenor.loxblog.com/آشنایی-با-اصطلاح-تاریخ-قرآن</guid>

<description><![CDATA[
یکی از موضوعاتی که در مباحث علوم قرآنی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد، اصطلاح تاریخ قرآن می&zwnj;باشد. در این نوشتار سعی داریم به طور اختصار جایگاه تاریخ قرآن را در مباحث علوم قرآنی مورد بررسی قرار دهیم.
&nbsp;


تعریف تاریخ قرآن
تاریخ قرآن نام شاخه&zwnj;اى از علوم قرآن است كه به سرگذشت قرآن از آغاز نزول تاكنون مى&zwnj;پردازد و در آن مسائلى مانند سیر نزول قرآن، حفظ و نگارش، گردآورى و تدوین، مصاحف* نخستین، پدیدارى اختلاف قرائات، علامتگذاری هاى گوناگون در مصحف و ترجمه قرآن به زبان هاى مختلف سخن مى&zwnj;گوید.
گرچه مباحث مورد اشاره قدمت دارد، اصطلاح تاریخ قرآن از اصطلاحات نو پدید در دو سده اخیر است.
صرف نظر از چند گزارش نامطمئن از نگارش یكى دو كتاب با عنوان تاریخ قرآن در سده&zwnj;هاى سوم و چهارم هجرى، نخستین بار تئودور نولدكه (Theodor_Noldeke)(1930&zwnj;م.) خاورشناس آلمانى در سال 1860 میلادى كتابى را با عنوان تاریخ&zwnj;قرآن منتشر كرد.
پژوهشگرانِ مسلمان با اینكه گاهى به این عنوان اعتراض كرده&zwnj;اند، بیشتر قرآن&zwnj;پژوهان آن را پذیرفته و كتاب هایى را با همین نام تألیف كرده&zwnj;اند. گرچه بسیارى از مباحث در كتب خاورشناسان و مسلمانان در حوزه تاریخ قرآن مشترك است، بر اثر اختلاف این دو گروه در نوع نگرش به قرآن، دیدگاه آنها درباره ماهیت و تعریف این بحث متفاوت است.(دائرة&zwnj;المعارف قرآن كریم، ج 6، ص 50)
&nbsp;برای مشاهده به ادامه مطلب برید
ضرورت بحث
قرآن آخرین کتاب و سند هدایت بشر می&zwnj;باشد که از طرف خداوند متعال برای هدایت و سعادت تمام انسانها نازل شده است؛ لذا بسیار اهمیت دارد که در خصوص تاریخ این کتاب آسمانی بحث و تحقیق صورت گیرد. 
&nbsp;
فوائد بحث از تاریخ قرآن
به طور کلی سه فائده عمده بر مباحث تاریخ قرآن مترتب می باشد:
1- بحث و تحقیق پیرامون زمان و نحوه جمع آوری این کتاب آسمانی و مباحث مرتبط با آن موجب اغنای میل فطری انسان برای رسیدن به حقیقت این کتاب الهی می باشد.
2- از جهت بسزائی که در تفسیر آیات قرآن دارد.
3- موضوع سلامت قرآن مجید از تحریف و به تبع آن اثبات اعجاز و حقانیت و حجیت کلام الهی، ارتباط تنگاتنگی با مباحث تاریخ قرآن دارد.

رامیار مى&zwnj;نویسد: در تاریخ قرآن از این بحث مى&zwnj;شود كه ابناى بشر با كلام خدا چه كردند ... &zwnj;&zwnj;. تاریخ&zwnj;قرآن، سرگذشت قرآن است از لحظه نزول یا حتى پیش از آن، تا امروز كه میان دستان و پیش روى ماست، به هر حال، تاریخ قرآن بخشى از علوم قرآن است

&nbsp;
به طور مثال یکی از دست آویزهای باورمندان به تحریف قرآن همان موضوع تاریخی جمع و تدوین قرآن بعد از عهد رسالت پیامبر اکرم می باشد؛ به این معنا که، چون قرآن مجید بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) توسط غیر معصوم جمع آوری شده در نتیجه دستخوش تحریف قرار گرفته است، لذا در مباحث تاریخ قرآن صحت و سقم این مطالب مورد بررسی می گیرد و با اثبات جمع آوری قرآن در عهد رسالت این شبهات برطرف می شود.
&nbsp;
موضوعات و مسائل تاریخ قرآن
به طور کلی در تاریخ قرآن موضوعاتی همانند نزول قرآن، قرائت قرآن ،جمع و تدوین و نگارش آن و سلامت آن از تحریف و غیره ... مورد بررسی قرار می گیرد.&nbsp; 
&nbsp;
تاریخ قرآن نزد مسلمانان
پیش از طرح موضوع تاریخ قرآن از سوى خاور شناسان، اصطلاح تاریخ قرآن در میان مسلمانان ـ جز در مواردى مشكوك ـ سابقه نداشته است.
شاید مهم&zwnj;ترین علت آن این بوده است كه مسلمانان اصولا در مورد قرآن به عنوان موضوعى نمى&zwnj;نگریسته&zwnj;اند كه تاریخیت آن مورد بحث و گفت&zwnj;و گو باشد، زیرا نزد همه آنان به یقین قرآن كلام خداوند است كه حضرت محمد، آخرین پیامبر خدا براى هدایت مردم آورده و به نحو تواتر كه راهى یقینى است، از هر نسلى از مسلمانان به نسل دیگر از آنان منتقل شده است، با این حال، در میان مسلمانان بخشهایى از مباحثى را كه امروزه با عنوان &laquo;تاریخ قرآن&raquo; شناخته مى&zwnj;شود، به همراه بسیارى از مباحث دیگر تحت عنوان جامع&zwnj;تر &laquo;علوم&zwnj;قرآن&raquo; نامبردار بوده است.
اگرچه چگونگى نگرش خاورشناسان به قرآن، آنها را واداشته است پژوهش هایى درباره تاریخ قرآن رقم زنند، امروزه شاهدیم كه مسلمانان خودشان بیشتر این اصطلاح را در حوزه علوم قرآنى به كار مى&zwnj;برند؛ با این توضیح كه تاریخ قرآن را مى&zwnj;توان بر آن دسته از مباحث قرآنى اطلاق كرد كه ماهیتى زمانى دارند و بر این مبنا، مطالبى چون آغاز نزول قرآن، فترت وحى، ترتیب و تقویم نزول سوره&zwnj;ها، اسباب نزول، نگارش، جمع و تدوین، رسم الخط قرآن، اختلاف قرائات، عدم تحریف قرآن، آیات مكى و مدنى، ناسخ و منسوخ، نشانه&zwnj;گذارى، تجزیه قرآن به بخش هاى مختلف و تاریخ ترجمه قرآن از مباحث تاریخ قرآن به شمار مى&zwnj;روند.

یکی از دست آویزهای باورمندان به تحریف قرآن همان موضوع تاریخی جمع و تدوین قرآن بعد از عهد رسالت پیامبر اکرم می باشد؛ به این معنا که، چون قرآن مجید بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) توسط غیر معصوم جمع آوری شده درنتیجه دستخوش تحریف قرار گرفته است، لذا در مباحث تاریخ قرآن صحت و سقم این مطالب مورد بررسی می گیرد و با اثبات جمع آوری قرآن در عهد رسالت این شبهات برطرف می شود

&nbsp;
رامیار مى&zwnj;نویسد: در تاریخ قرآن از این بحث مى&zwnj;شود كه ابناى بشر با كلام خدا چه كردند ... &zwnj;&zwnj;. تاریخ&zwnj; قرآن، سرگذشت قرآن است از لحظه نزول یا حتى پیش از آن، تا امروز كه میان دستان و پیش روى ماست، به هر حال، تاریخ قرآن بخشى از علوم قرآن است.[تاریخ قرآن، رامیار، ص&zwnj;10]
برخى تاریخ قرآن را اصطلاح جدیدى مشتمل بر مجموعه&zwnj;اى از علوم قرآنى مى&zwnj;دانند كه درباره شناختن متن قرآن و سرگذشت آن و وحى و كتابت وحى و جمع و تدوین قرآن و یگانه شدن و رسمیت یافتن یك متن در زمان عثمان، تا تصحیح و طبع مصاحف معتبر در قرون جدید است.[دانشنامه قرآن، ج&zwnj;1، ص&zwnj;458 ]
&nbsp;
نتیجه گیری
با بیان این مطالب مختصر می توان به این مطلب رهنمود شد که، با توجه به موضوعات و مسائل بسیار ارزشمندی که در تاریخ قرآن مورد بحث و &nbsp;بررسی قرار می گیرد دانش پژوه علوم قرآنی بی نیاز از این علم نمی باشد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:46:16 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

